تبليغاتX
وبلاگ فرهنگی مسجدمحمدرسول الله زرین شهر

وبلاگ فرهنگی مسجدمحمدرسول الله زرین شهر

خدا رو شکر محرمتو دیدم دوباره . . .

اردوي محرم به دلم خيمه به پا كرد                  دل را حرم و بارگه خون خدا كرد

ديباچه ي عشق و عاشقي باز شود
دلها همه آماده ي پرواز شود
با بوي محرم الحرام تو حسين
ايام عزا و غصه آغاز شود

**************************************

**************************************

ایام محرم رو به همه ی دوستان تسلیت عرض میکنم.امیدوارم بتونیم از این شب ها نهایت استفاده رو ببریم و منزلت این ایام رو درک کنیم.

ضمنا مراسم این ایام در مسجد محمد رسول الله  برگزاره.

توی این شب ها همدیگر رو خیلی دعا کنیم

یا علی مدد   و   التماس دعا

+ نوشته شده در  سه شنبه 23 آذر1389ساعت 13:26  توسط محمد جهاندار ملک آبادی  | 

بسم رب الشهداء والصدیقین ...

بعد از شهدا ما چه کرده ایم . . .؟!

غـبـار خانـه بـروبیـد ، عیـد می آید                     ز کوچه هاست که بوی شهید می آید
صدای دلکشی از دور محملم را برد               دوباره رایحه ی جبهه ها دلم را برد
  کجا شهید بمـیرد که پـرپـری بزنیـم                  بیا به مجلس ترحیم خود سری بزنیـم
هنوزلشکر ده نزد سـیـدالـشـهداسـت                دوکوهه در تب پروازحاج همت هاست
 جبین آب ازآن التهاب پر چین است                       هنوزساحل والفجرهشت،غمگین است

سخن بگـوی طلائیه ،بـاز دلـتنگم                        بـرای سـجـده ی سـرخ نـماز دلـتـنگم 

تبـسمی به من ای فکه، هردو تنهاییم               چگونه بعد شـهـیـدان،هنوز سرپایـیم؟
 پر از دعای کمیلی ، پر ازجنون کارون              کجاست منزل لیلی،جزیره مجنون؟

تو ای شهید که نامت خلاصه پاکیست              چقدرپیراهن خاکی تو افلاکی ست!
چـقـدرقمـقمـه ی خالی ات ،ادب دارد            هـنـوزنام ابـالفضل ،روی لب دارد

**********************************************

              

***********************************************

به راستی نمی دانم باید چگونه نوشت که خدایی نا کرده مدیونشان نشوم . . . هرچه بنویسی و بگویی کم گفته ای و ما که ندیده ایم در نوشتن از همه کم بارتریم

مگر خدا یاریم کند که بتوانم از مردان خودش بنویسم...اگر او کمکم نکند صفحه ام چگونه نام همت ها و زین الدین ها و باکری ها و باقری ها را تحمل خواهد کرد؟چگونه میتوان از رشادت های آنان گفت؟مطمئنم هرچه بگوئیم کمتر از آن است که بوده اند

مگر میتوان از سردار خیبر نوشت و همه چیزش را گفت که همت شناختن همت میخواهد و او همان است که بعداز خودش کودکش را شفا میدهد و از دنیا بریده ای که به قول خودش خانه اش پشت ماشینش است...

چگونه باید از زین الدینی نوشت که پدرش میگوید من نمیگویم او و برادرش معصوم بودند ولی منی که پدر آنها بودم گناهی از آنها ندیدم...و چه سری داشت با امام جواد؟ بیست و پنجمین سالگرد شهادتش مصادف با شهادت امام جواد بود...هم خودش و هم امام جواد هم موقع شهادت بیست و پنج سال داشتند...

چطور باید بزرگی چمرانی را رسم کرد که بازرگان سختگیر ترین استادش که به زور به همه پانزده شانزده میداد به چمران داد بیست و دو!....چمرانی که در دل آمریکا چنان با خدایش نجوا میکند که گوئی گمشده ای دارد و می آید و آن را در دل دهلاویه با رقصی چنین میانه ی میدان پیدا میکند

و یا شهدایی که با اسم حسین و حسین وار بی سر و دست شهید شدند و آگاه بودند از شهادتشان

و اگر بخواهی ادامه دهی به یک چیز میرسی که همه شان خدایی بودند و رنگ خداهم گرفتند . . .

         

:ای شهدا

ما بعد از شما هيچ نكرديم

لباس هاي خاكي تان را در ميدان هاي مين و لابه لاي سيم خاردارها رها كرديم،عهدمان را شكستيم و دعاي عهد را فراموش كرديم،زمان ندبه و سمات را گم كرديم.شربت هاي صلواتي را با نسيان بر زمين ريختيم و به عطش خنديديم.
بر تصاوير نوراني تان روي ديوارهاي شهر رنگ غفلت پاشيديم و پوستر تبليغاتي نصب كرديم.تاول شيميايي را از ياد برديم و غيرت ها را به بهايي اندك فروختيم...
عشق را به بازي گرفتيم و از خونهايتان به راحتي گذشتيم...
اما باز هم اميدي هست!!!
آري ! تا ولایت هست هنوز اميد داريم

**********************************************************

بچه ها نکنه ما هم یادمون بره...یه کسایی هستن که گاه و بیگاه چشم به راه منو شمان.و فقط و فقط بخاطر خومون نه به خاطر خودشون

خیلی  گشته بودیم ،نه پلاکی ،نه کارتی،چیزی همراهش نبود.لباس فرم سپاه به تنش بود.چیزی شبیه دکمه پیراهن در جیبش نظرم را جلب کرد.خوب که دقت کردم دیدم یک نگین عقیق است که انگار جمله ای رویش حک شده.خاک وگلها را پاک کردم.دیگر نیازی  نبود دنبال پلاکش بگردیم.روی عقیق نوشته بود: به یاد شهدای گمنام

ما هم کنارمون توی شهر ۵تا دوست خوب گمنام داریم که مادرشون حضرت زهرا هر شب جمعه زائرشونه

چندبار تا حالا بهشون سر زدیم؟بچه ها اونا خیلی خوب برادریشونو به منو تو ثابت کردن و حالا نوبت ماست که براشون برادری و خواهری کنیم

بیاییم کنارشون.ازشون حاجت بخواییم چونکه امام فرمود اینجا مزار عاشقانه و دارالشفا

کاری نکنیم دلشونو برنجونیم از این به بعد گهگاهیم بهشون یه سری بزنیم و دعا کنیم امسال هم قسمتمون بشه زائرشون بشیم توی "راهیان نور" 

اگه دوست داشتین ادامه ی مطلب رو هم بخونین

شادی روح همه ی شهدا صلوات


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 مهر1389ساعت 20:57  توسط محمد جهاندار ملک آبادی  | 

رمضان الکریم . . .

آمد گه آمرزش و شهرُ الله عظمي                   توفيق خدايا، تو ز ما سلب مفرما

از همه التماس دعا و انشاالله در این ماه مخصوصا لیالی با عظمت قدر همه ی دوستان و  بنده ی حقیر رو از دعای خیرتون بی نصیب نگذارید

**یا علی مدد   و   التماس وعا**

 

آمد رمضان هست دعا را اثری
دارد دل من شور و نوای دگری
ما بنده عاصی و گنهكار توییم
ای داور بخشنده بما كن نظری

+ نوشته شده در  سه شنبه 19 مرداد1389ساعت 12:38  توسط محمد جهاندار ملک آبادی  | 

اعیاد شعبانیه مبارک

باعرض سلام خدمت همه ی بازدیدکنندگان محترم و نمازگزاران و بسیجیان عزیز

تاخیر بنده رو ببخشید

اعیاد پر خیر و برکت شعبانیه رو به همگی تبریک عرض میکنم

ان شالله موید باشید و مارو از دعای خیرتون بی نصیب نکنید

یا علی مدد   و   التماس دعا

+ نوشته شده در  شنبه 26 تیر1389ساعت 10:27  توسط محمد جهاندار ملک آبادی  | 

خدا وجود دارد . . .

مردی برای اصلاح به آرایشگاه رفت در بین کار گفتگوی جالبی بین آنها در مورد خدا صورت گرفت آرایشگر گفت:من باور نمیکنم خدا وجود داشته با شد مشتری پرسید چرا؟

آرایشگر گفت : کافیست به خیابان بروی و ببینی مگر میشود با وجود خدای مهربان اینهمه مریضی و درد و رنج وجود داشته باشد؟

مشتری چیزی نگفت و از مغازه بیرون رفت به محض اینکه از آرایشگاه بیرون آمد مردی را در خیابان دید با موهای ژولیده و کثیف با سرعت به آرایشگاه برگشت و به آرایشگر گفت می دانی به نظر من آرایشگر ها وجود ندارند مرد با تعجب گفت :چرا این حرف را میزنی؟ من اینجا هستم و همین الان موهای تو را مرتب کردم.

مشتری با اعتراض گفت : پس چرا کسانی مثل آن مرد بیرون از آریشگاه وجود دارند

آرایشگر گفت : آرایشگر ها وجود دارند فقط مردم به ما مراجعه نمیکنند .

مشتری گفت : دقیقا همین است خدا وجود دارد فقط مردم به او مراجعه نمیکنند . برای همین است که اینهمه درد و رنج در دنیا وجود دارد.

+ نوشته شده در  شنبه 11 اردیبهشت1389ساعت 9:51  توسط محمد جهاندار ملک آبادی  | 

سال نو مبارک

روز ها نو نشد و کهنه تر از دیروز است         گر کند یوسف زهرا نظری نوروز است

ای خدا کاش شود سال نوام عید فرج          که نگاهم نگران منتظر آن روز است

                               ************************

با عرض سلام و تبریک سال نو"سال همت و کار مضاعف"به همه ی دوستان البته با عرض پوزش از تاخیر بنده

الحمدالله امسال قسمت شد در معیت دوستان در اردوی پر خیر و برکت راهیان نور "زائران أفتاب" بودیم و سال نو را در کنار شهدای عزیزمون آغاز کردیم که تا آخر سال دستشون روی سرمون باشه و ان شاالله این زیارت  قسمت و روزی همه بشه و سبب تاخیرمون هم این بود

با آرزوی توفیقات روز افزون برای همه ی دوستان و به امید اینکه امسال سال فرج مولامون آقا حجه بن الحسن باشه...اللهم عجل لولیک الفرج

یا علی مدد   و   التماس دعا

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 فروردین1389ساعت 16:29  توسط محمد جهاندار ملک آبادی  | 

رهبرم

سرخوش   ز  سبوی غم پنهانی  خویشم     چون  زلف تو سرگرم پریشانی  خویشم

در بزم وصال تو نگویم ز کم و  بیش     چون آینه خو کرده به حیرانی خویشم

لب  باز  نکردم به  خروشی و فغانی     من محرم  راز   دل   طوفانی  خویشم

یک  چندپشیمان  شدم از رندی ومستی     عمریست پشیمان  ز  پشیمانی  خویشم

از شوق  شکرخنده  لبش جان  نسپردم    شرمنده  جانان  ز  گران جانی خویشم

بشکسته تر از خویش ندیدم به همه عمر   افسرده دل از خویشم و زندانی خویشم

هرچند امین بسته ی دنیا نیم اما

دلبسته ی یاران خراسانی خویشم

*سيد علي خامنه اي*


آقا جان ، جواناني هستيم از آخرالزمان با بخت هايي بسي بلند !

آري بخت بلنديم و روشن روان كه به ما دل بستي !

فرياد هل من ناصرت را شنيديم و اينچنين پاسخت دهيم كه اين بار آيندگان درس عبرتي باشند براي گذشتگان !


چشم بد دور، عمرتان بسيار
كس نبيند ملالــــتان آقا!
ما نمـــــرديم خون دل بخوري
تخت باشد خيــــالتان آقا!

************
چيست روباه در مصــــــاف شير
چه نيــــازي به امر يا گفته
تو فقــــط ابرويي به هم آور
مي شــــــود خواب دشمن آشفته

+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 بهمن1388ساعت 23:1  توسط محمد جهاندار ملک آبادی  | 

مراسم اربعین

eh0qbkb9wb577ehhz8la.jpg
+ نوشته شده در  یکشنبه 13 دی1388ساعت 22:35  توسط محمد جهاندار ملک آبادی  | 

برای محرم

دستها ..

مي گويد از دستانش بنويس

چه بنويسم ؟

من که دستي نمي بينم ..




رفت آب بياورد اما .. حالا داشت از خجالت آب مي شد ..

 دستان خاليش  

هنوز خيس ِمشک بود  

... 

بي دست برگشت ! 

 

بيعت ها

بيعت ها فرق مي کنند 

در شام دست مي دهند 

در کربلا « دست » مي دهند ! 

 

...ساقی

حتي ميان يک دشت کشته بي سر  

شناختمت  

سقاي بي دست ...  

...شیر خواره

 

                                 خون شیرخواره ی حسین

 بر زمین نریخت

گاهی از زمین بیشتر است

جاذبه ی آسمان

فواره   

خون علي اصغر  

تنها فواره اي  

که فرود نداشت !

 

عاشورا..

      خدايا روتو برگردون ... ببخش ! دارن حسينو سر مي بُرن! ..


   

اي شمر لعين زير پايت ماه است

ريحانه ي حضرت رسول الله است

از سينه اش آن پاي نجس را بردار

اين پرچم « لا اله الا الله » است ...  

* التماس دعا  *

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 دی1388ساعت 10:35  توسط محمد جهاندار ملک آبادی  | 

سلام من به محرم

سلام من به محرم      به ماه دلبر زینب

تو دلا دو باره ماتم اومده       صدای چاوشی غم اومده

*همه جا بوی محرم اومده*

ماه هلال قدخمیده اومده       ماه گل از ساقه چیده اومده

*ماه دو تا دست بریده اومده*

صدای یه مادر قد خمیده        از تو قتله گاه به گوشم رسیده

*ای خدا بچمو کی سر بریده*

*خدایا به سوز دل زینب فرج آقامون برسان*

*---------------------------------------------------*

من الغریب الی الحبیب ...

همزمان با ایام سوز و گداز مراسم سوگواری سالارشیدان بانوای گرم کربلایی حسن جمالی و سخنرانی خطبای توانا رمضانی و طغیانی از اصفهان برگزار می گردد

زمان : دهه ی اول محرم الحرام

مکان : زرین شهر-جنب حوزه علمیه

  *جوانان هیئت مکتب الحسین زرین شهر*

+ نوشته شده در  جمعه 27 آذر1388ساعت 15:18  توسط محمد جهاندار ملک آبادی  | 

عید غدیر خم

روز غدیر خم برترین عید امت من است .  پیامبر اکرم (ص)

ولایت علی بن ابی طالب (ع) ولایت خدا و محبت او عبادت خدا و پیروی از او فریضه ای از جانب خدا است

**عید ولایت رو به همه ی دوستان تبریک عرض میکنم**

ان شاالله همگی در سایه ی ولایت منتظر حقیقی ولایت صاحب الزمان باشیم 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 12 آذر1388ساعت 23:30  توسط محمد جهاندار ملک آبادی  | 

پيـــــــــراهن يوســـــــــف

پيـــــــــراهن معــــــــروف يوســـــــــف كجــــــــــاست؟


مرحوم شيخ صدوق ، راوندى و بعضى ديگر از بزرگان به نقل از مفضّل بن عمرو حكايت كند:
روزى در خدمت حضرت صادق آل محمّد صلوات اللّه عليهم اجمعين نشسته بودم ، آن حضرت فرمود: آيا مى دانى پيراهن حضرت يوسف عليه السلام چه بود و كجاست ؟
عرض كردم : خير، نمى دانم ؛ شما بفرمائيد تا فرا بگيرم .
امام عليه السلام فرمود: چون حضرت ابراهيم عليه السلام را خواستند داخل آتش بيندازند، جبرئيل امين عليه السلام پيراهنى از لباس هاى بهشتى برايش آورد و بر او پوشانيد و آتش در مقابلش سرد و بى اءثر شد.
و در آخرين روز حياتش آن را تحويل حضرت اسحاق عليه السلام داد و او نيز پيراهن را بر حضرت يعقوب عليه السلام پوشانيد كه اندازه قامت او بود.
و هنگامى كه حضرت يوسف عليه السلام به دنيا آمد، پدرش آن پيراهن را بر يوسف پوشانيد، تا آن جائى كه همان پيراهن را توسّط برادرانش براى پدر خود - كه نابينا گشته بود - فرستاد و او بينا گرديد و اين همان پيراهن بهشتى بود.
عرض كردم : اكنون آن پيراهن كجاست و چه خواهد شد؟
فرمود: الا ن نزد اهلش مى باشد و در نهايت ، تقديم قائم آل محمّد صلوات اللّه عليه خواهد شد.
و هنگامى كه آن حضرت ظهور نمايد، آن پيراهن را بر تن مبارك خود مى نمايد و تمام مؤ منين در شرق و غرب دنيا، هر كجا كه باشند بوى خوش ‍ آن را استشمام خواهند كرد.
و او - يعنى ؛ امام زمان عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف - در تمام امور وارث تمامى پيغمبران الهى مى باشد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 آبان1388ساعت 22:34  توسط محمد جهاندار ملک آبادی  | 

برای جانبازان شیمیایی

از نادر ترین غزل ...

ماسك

نمي خواست مثل خيلي امروزي ها،                                              

 نقاب بر چهره بگذارد

اين شد كه،

 زير بار ماسك نرفت!

********

تاول

جسمش گنجايش روحش را نداشت

خونش به جوش آمده بود

اين را از حباب هاي تنش،

 كه يكي يكي بيرون مي زد، فهميدم

*******

شيمي درماني

سرطان هم درمان دارد

سال ها در بيمارستان جبهه ها بستري بود

بالاخره  شيمي درماني خدا پاسخ داد

 بايد شيريني شهادت را بخورد

*****

بوي بادام تلخ

 گاز خردل

بوي سيب كال نمي داد، بوي بادام تلخ نمي داد

بوي بهشت مي داد

******

سهميه

هنوز هم كه هنوز است،

 دارند از سهميه ها استفاده مي برند

دختري دارد سهميه  اكسيژن مي گيرد

اين را هم از پدرش به ارث برده است!

*******

آن ها خودشان را فراموش كردند

ما هم به دنباله روي از آن ها،

 خودشان را فراموش مي كنيم

+ نوشته شده در  جمعه 15 آبان1388ساعت 2:40  توسط محمد جهاندار ملک آبادی  | 

عابد و شیطان

در بنى اسرائيل عابدى بود به او گفتند: در فلان مكان درختى است كه قومى آن را مى پرستند. خشمناك شد و تبر بر دوش نهاد تا آن درخت را قطع كند. ابليس به صورت پير مردى در راه وى آمد و گفت : كجا مى روى ؟
عابد گفت : مى روم تا درخت مورد پرستش مردم را قطع كنم ، تا مردم خداى را نه درخت را بپرستند.
ابليس گفت : دست بدار تا سخنى باز گويم . گفت : بگو، گفت : خداى را رسولانى است اگر قطع اين درخت لازم بود خداى آنان را مى فرستاد. عابد گفت : ناچار بايد اين كار انجام دهم .
ابليس گفت : نگذارم و با وى گلاويز شد، عابد وى را بر زمين زد. ابليس ‍ گفت : مرا رها كن تا سخن ديگرى برايت گويم ، و آن اين است كه تو مردى مستمند هستى اگر ترا مالى باشد كه بكارگيرى و بر عابدان انفاق كنى بهتر از قطع آن درخت است .
دست از اين درخت بردار تا هر روز دو دينار در زير بالش تو گذارم .
عابد گفت : راست مى گويى ، يك دينار صدقه مى دهم و يك دينار بكار برم بهتر از اين است كه قطع درخت كنم ؛ مرا به اين كار امر نكرده اند و من پيامبر صلى الله عليه و آله نيستم كه غم بيهوده خورم ؛ و دست از شيطان برداشت .
دو روز در زير بستر خود دو دينار ديد و خرج مى نمود، ولى روز سوم چيزى نديد و ناراحت شد و تبر برگرفت كه قطع درخت كند.
شيطان در راهش آمد و گفت : به كجا مى روى ؟ گفت : مى روم قطع درخت كنم ، گفت : هرگز نتوانى و با عابد گلاويز شد و عابد را روى زمين انداخت و گفت : بازگرد و گرنه سرت را از تن جدا كنم .
گفت : مرا رها كن تا بروم ؛ لكن بگو چرا آن دفعه من نيرومندتر بودم ؟
ابليس گفت : تو براى خدا و با اخلاص قصد قطع درخت را داشتى لذا خدا مرا مسخر تو كرد و اين بار براى خود و دينار خشمگين شدى ، و من بر تو مسلط شدم .

+ نوشته شده در  جمعه 15 آبان1388ساعت 1:45  توسط محمد جهاندار ملک آبادی  | 

یا علی بن موسی الرضا

                                           

 

 

                                                         "یا غریب الغربا"

سالهاتاریخ شمسی گشت وگشت    شادمان شد تا شنید این سر گذشت

  روز   میلاد  امام    هشتم   است      هشتِ هشتِ جمعه هشتاد و هشت

*میلاد ضامن آهو بر همه ی عاشقان زیارت مشهدالرضا مبارک*

+ نوشته شده در  پنجشنبه 7 آبان1388ساعت 20:36  توسط محمد جهاندار ملک آبادی  | 

تست هوش

باید پس از خواندن سوال در عرض فقط 5 ثانیه به آن جواب درست را بدهید در پایان تعداد پاسخهای درست شما ضرب در 10 میشود و میزان آی کیو شما را نشان میدهد
سوالات:
۱. بعضی از ماهها 30 روز دارند بعضی 31 روز.چند ماه 29 روز دارد؟


2. اگر دکتر به شما 3 قرص بدهد و بگوید هرنیم ساعت 1 قرص بخور چقدر طول میکشد تا تمام قرصها خورده شود؟


3. من ساعت 8 شب به رختخواب رفتم و ساعتم را کوک کردم که 9 صبح زنگ بزند وقتی با صدای زنگ ساعت از خواب بیدار شدم چند ساعت خوابیده بودم؟

4. عدد 30 را به نیم تقسیم کنید وعدد 10 را به حاصل آن اضافه کنید چه عددی به دست می آید؟


5. مزرعه داری 17 گوسفند زنده داشت تمام گوسفند هایش به جز 9 تا مردند چند گوسفند زنده برایش باقی مانده است؟

6.اگر تنها یک کبریت داشته باشید و وارد یک اتاق سرد و تاریک شوید که در آن یک بخاری نفتی یک چراغ

نفتی و یک شمع باشد اول کدامیک را روشن میکنید؟

7. فردی خانه ای ساخته که هر چهار دیوار آن به سمت جنوب پنجره دارد خرسی بزرگ به این خانه نزدیک میشود این خرس چه رنگی است؟


8. اگر 2 سیب از 3 سیب بردارین چند سیب دارید؟

9. حضرت موسی از هر حیوان چند تا با خود به کشتی برد؟

10. اگر اتوبوسی را با 43 مسافر از مشهد به سمت تهران برانید و در نیشابور 5 مسافر را پیاده کنیدو 7 مسافر جدید را سوار کنید و در دامغان 8 مسافر پیاده و 4 نفر را سوار کنید و سرانجام بعد از 14 ساعت به تهران برسید حالا نام راننده اتوبوس چیست؟

------------------

پاسخ سوالات و نحوه ارزیابی رو در "ادامه مطلب" بخونین ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 5 آبان1388ساعت 22:56  توسط محمد جهاندار ملک آبادی  | 

بیا یوسف زهرا

               آقا بیا تا زندگی معنا بگیرد                     شايد دعاي مادرت زهرا بگيرد

               آقا بيا تا با ظهور چشمهايت                   اين چشمهاي ما كمي تقوا بگيرد

               آقا بيا تا اين شكسته كشتي ما             آرام راه ساحل دريا بگيرد

               آقا بيا تا كي دو چشم انتظارم                شبهاي جمعه تا سحر احيا بگيرد

               پايين بيا، خورشيد پشت ابر غيبت          تاقبل از آن كه كار ما بالا بگيرد

               آقا خلاصه يك نفر بايد بيايد                    تا انتقام دست زهرا را بگيرد

+ نوشته شده در  یکشنبه 3 آبان1388ساعت 12:2  توسط محمد جهاندار ملک آبادی  | 

شهادت امام جعفر صادق(ع)

امام صادق (ع):
آدم دیندار می اندیشد و در نتیجه آرامش بر جان او چیره می شود ، خضوع می کند پس به  فروتنی می گراید ، قناعت می ورزد و به سبب آن از مردم بی نیاز می شود ، حسادت را دور می افکند پس دوستی و محبت آشکار می شود، به هیچ چیز دل نمی بندد و در نتیجه به رستگاری و کمال فضیلت دست می یابد .

 

شهادت مظلومانه رییس مذهب شیعه حضرت امام جعفر صادق(ع)بر همه ی شیعیان تسلیت باد

ان شاالله خداوند توفیق بده از شیعه های راستین اون حضرت باشیم و در رکاب فرزند مبارکش حضرت ولی عصر جان فشانی کنیم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 مهر1388ساعت 13:29  توسط محمد جهاندار ملک آبادی  | 

لحظاتی با خدای مهربون

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌کنم …
گفتی:
فانی قریب
    
.:: من که نزدیکم (بقره/۱۸۶) ::.

 

گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم… کاش می‌شد بهت نزدیک شم …
گفتی:
و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال
    
.:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/۲۰۵) ::. 

 

گفتم: این هم توفیق می‌خواهد!
گفتی:
ألا تحبون ان یغفرالله لکم
    
.:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲) ::.

 

گفتم: معلومه که دوست دارم منو ببخشی …
گفتی:
و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه 
    
.:: پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه کنید (هود/۹۰) ::.

 

گفتم: با این همه گناه… آخه چیکار می‌تونم بکنم؟     
گفتی:
الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده 
    
.:: مگه نمی‌دونید خداست که توبه رو از بنده‌هاش قبول می‌کنه؟! (توبه/۱۰۴) ::.

 

گفتم: دیگه روی توبه ندارم ...
گفتی:
الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب
    
.:: (ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/۲-۳ ) ::.

 

گفتم: با این همه گناه، برای کدوم گناهم توبه کنم؟
گفتی:
ان الله یغفر الذنوب جمیعا 
    
.:: خدا همه‌ی گناه‌ها رو می‌بخشه (زمر/۵۳) ::.

 

گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو می‌بخشی؟
گفتی:
و من یغفر الذنوب الا الله 
    
.:: به جز خدا کیه که گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵) ::.

 

 

  گفتم: نمی‌دونم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتیشم می‌زنه؛ ذوبم می‌کنه؛ عاشق می‌شم! …  توبه می‌کنم
گفتی:
ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین
    
.:: خدا هم توبه‌کننده‌ها و هم اونایی که پاک هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲) ::.

 

ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک   
گفتی:
الیس الله بکاف عبده
    
.:: خدا برای بنده‌اش کافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::.

 

گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیکار می‌تونم بکنم؟
گفتی:
یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکرة و اصیلا هو الذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم

من الظلمت الی النور و کان بالمؤمنین رحیما
.::
 ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی هست که خودش و فرشته‌هاش

 بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریکی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن .

 خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳) ::
+ نوشته شده در  سه شنبه 7 مهر1388ساعت 14:49  توسط محمد جهاندار ملک آبادی  | 

حکایت کوهنورد

کوهنوردی می‌خواست از بلندترین کوه بالا برود…

او پس از سالها آماده سازی، ماجراجویی خود را آغاز کرد ولی از آنجا که افتخار کار را فقط برای خود می خواست، تصمیم گرفت تنها از کوه بالا برود.

همانطور که از کوه بالا می رفت، چند قدم مانده به قله کوه، پایش لیز خورد و در حالی که به سرعت سقوط می کرد، از کوه پرت شد. همچنان سقوط می کرد و در آن لحظات ترس عظیم، همه رویدادهای خوب و بد زندگی به یادش آمد.اکنون فکر می کرد مرگ چقدر به او نزدیک است… ناگهان احساس کرد که طناب به دور کمرش محکم شد. بدنش میان آسمان و زمین معلق بود و فقط طناب او را نگه داشته بود و در این لحظه ی سکون برایش چاره ای نمانده جز آن که فریاد بکشد:

” خدایا کمکم کن”


ناگهان صدایی پر طنین که از آسمان شنیده می شد، جواب داد:

  • از من چه می خواهی؟

- ای خدا نجاتم بده!

  • - واقعاً باور داری که من می توانم تو را نجات بدهم؟

- البته که باور دارم.

  • - اگر باور داری، طنابی که به کمرت بسته است  را پاره کن!!


یک لحظه سکوت… و مرد تصمیم گرفت با تمام نیرو به طناب بچسبد…..

چند روز بعد در خبرها آمد: یک کوهنورد یخ زده را مرده پیدا کردند. بدنش از یک طناب آویزان بود و با دستهایش محکم طناب را گرفته بود.
او فقط یک متر با زمین فاصله داشت!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه 31 شهریور1388ساعت 16:8  توسط محمد جهاندار ملک آبادی  | 

عید سعید فطر مبارک

* عید سعید فطر *

 مسلمانان روزه دار  كه ماه رمضان را به روزه دارى به پا داشته و از خوردن و آشاميدن و بسيارى از كارهاى مباح ديگر امتناع ورزيده اند، اكنون پس از گذشت ماه رمضان در نخستين روز ماه شوال اجر و پاداش خود را از خداوند مى‏طلبند، اجر و پاداشى كه خود خداوند به آنان وعده داده است.
 روايت:
 اميرالمؤمنين على(عليه السلام) در يكى از اعياد فطر خطبه اى خوانده‏ اند و در آن مؤمنان را بشارت و مبطلان را بيم داده ‏اند:
 اى مردم! اين روز شما روزى است كه نيكوكاران در آن پاداش مى‏گيرند و زيانكاران و تبهكاران در آن مايوس و نااميد مى‏گردند و اين شباهتى زياد به روز قيامتتان دارد، پس با خارج شدن از منازل و رهسپار جايگاه نماز عيد شدن به ياد آوريد خروجتان از قبرها و رفتنتان را به سوى پروردگار، و با ايستادن در جايگاه نماز به ياد آوريد ايستادن در برابر پروردگارتان را و با بازگشت ‏به سوى منازل خود، متذكر شويد بازگشتتان را به سوى منازلتان در بهشت‏ برين، اى بندگان خدا، كمترين چيزى كه به زنان و مردان روزه ‏دار داده مى‏شود اين است كه فرشته‏اى در آخرين روز ماه رمضان به آنان ندا مى‏دهد و مى‏گويد:
 «هان! بشارتتان باد، اى بندگان خدا كه گناهان گذشته‏ تان آمرزيده شد، پس به فكر آينده خويش باشيد كه چگونه بقيه ايام را بگذرانيد.»
 روز اول ماه شوال را بدين سبب عيد فطر خوانده ‏اند كه در اين روز، امر امساك و صوم از خوردن و آشاميدن برداشته شده و رخصت داده شد كه مؤمنان در روز افطار كنند و روزه خود را بشكنند.
 فطر و فطر و فطور به معناى خوردن و آشاميدن است.
 ابتداى خوردن و آشاميدن را افطار مى‏نامند و از اين رو است كه پس از اتمام روز و هنگامى كه مغرب شرعى در روزهاى ماه رمضان، شروع مى‏شود انسان افطار مى‏كند يعنى اجازه خوردن پس از امساك از خوردن به او داده مى‏شود.

 عيد فطر داراى اعمال و عباداتى است كه در روايات معصومين(ع) به آنها پرداخته شده و ادعيه خاصى نيز آمده است.
از سخنان معصومين(ع) چنين مستفاد مى‏شود كه روز عيد فطر، روز گرفتن مزد است. و لذا در اين روز مستحب است كه انسان بسيار دعا كند و به ياد خدا باشد و روز خود را به بطالت و تنبلى نگذراند و خير دنيا و آخرت را بطلبد.


 و در قنوت نماز عيد مى‏خوانيم:
 «... اسئلك بحق هذا اليوم الذى جعلته للمسلمين عيدا و لمحمد صلى الله عليه و آله ذخرا و شرفا و كرامة و مزيدا ان تصلى على محمد و آل محمد و ان تدخلنى فى كل خير ادخلت فيه محمدا و آل محمد و ان تخرجنى من كل سوء اخرجت منه محمدا و آل محمد، صلواتك عليه و عليهم اللهم انى اسالك خير ما سئلك عبادك الصالحون و اعوذ بك مما استعاذ منه عبادك المخلصون‏»
بارالها! به حق اين روزى كه آن را براى مسلمانان عيد و براى محمد(ص) ذخيره و شرافت و كرامت و فضيلت قرار دادى از تو مى‏خواهم كه بر محمد و آل محمد درود بفرستى و مرا در هر خيرى وارد كنى كه محمد و آل محمد را در آن وارد كردى و از هر سوء و بدى خارج سازى كه محمد و آل محمد را خارج ساختى، درود و صلوات تو بر او و آنها، خداوندا، از تو مى‏طلبم آنچه بندگان شايسته ‏ات از تو خواستند و به تو پناه مى‏برم از آنچه بندگان خالصت‏ به تو پناه بردند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 31 شهریور1388ساعت 15:4  توسط محمد جهاندار ملک آبادی  | 

تست تمرکز

یه بازی با عنوان تست تمرکز...

میگن اگه بیشتر از ۱۸ ثانیه بازی کنی نابغه ای...!!!

گفته شده خلبانای نیروی هوایی آمریکا تا ۲ دقیقه بازی رو ادامه میدن

البته به نظر من بالای یک دقیقه نابغه میشه چون تا ۳۰-۲۰ثانیه اول خیلی راحته

به امتحانش می ارزه..

لطفا رکوردهاتونو تو قسمت نظرات ثبت کنید...شاید خدا خواست و استعداد نابغه ها شکوفا شد

برای بازی به ادامه مطلب برید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 24 شهریور1388ساعت 0:19  توسط محمد جهاندار ملک آبادی  | 

قوانین نیوتن


 قوانین نیوتن که دانشمندان تازه کشف کردن!!

این قوانین تازگی در جعبه سیاه نیوتن یافت شده اند:


قانون صف:
اگر شما از یک صف به صف دیگری رفتید، سرعت صف قبلی بیشتر از صف فعلی خواهد شد.


قانون تلفن:
اگر شما شماره‌ای را اشتباه گرفتید، آن شماره هیچگاه اشغال نخواهد بود.


قانون تعمیر:
بعد از این که دست‌تان حسابی گریسی شد، بینی شما شروع به خارش خواهد کرد.


قانون کارگاه:
اگر چیزی از دست‌تان افتاد، قطعاً به پرت‌ترین گوشه ممکن خواهد خزید.


قانون معذوریت:
اگر بهانه‌تان پیش رئیس برای دیر آمدن، پنچر شدن ماشین‌تان باشد، روز بعد واقعاً به خاطر پنچر شدن ماشین‌تان، دیرتان خواهد شد.


قانون حمام:
وقتی که خوب زیر دوش خیس خوردید تلفن شما زنگ خواهد زد.


قانون روبرو شدن:
احتمال روبرو شدن با یک آشنا وقتی که با کسی هستید که مایل نیستید با او دیده شوید افزایش می‌یابد.


قانون نتیجه:
وقتی می‌خواهید به کسی ثابت کنید که یک ماشین کار نمی‌کند، کار خواهد کرد.


قانون بیومکانیک:
نسبت خارش هر نقطه از بدن با میزان دسترسی آن نقطه نسبت عکس دارد.


قانون تئاتر:
کسانی که صندلی آنها از راه‌روها دورتر است دیرتر می‌آیند.


قانون قهوه:
قبل از اولین جرعه از قهوه داغتان، رئیس‌تان از شما کاری خواهد خواست که تا سرد شدن قهوه طول خواهد کشید.


+ نوشته شده در  یکشنبه 22 شهریور1388ساعت 23:13  توسط محمد جهاندار ملک آبادی  | 

شب قدر...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 شهریور1388ساعت 4:21  توسط محمد جهاندار ملک آبادی  | 

شب قدر

یا حق

سلام

ایام شهادت اول مظلوم عالم حضرت علی بن ابی طالب(ع) اسوه عدالت و تقوا رو تسلیت میگم.

کاش خدا امسال رو هم سعادت بده بتونیم از لیالی قدر نهایت استفاده رو ببریم

امشب شب اول قدر نوزدهم ماه مبارک بود...مراسم احیای حاج آقا موسوی خیلی عالی بود...بقیه مراسم ها هم مثل دعا و روضه و سینه زنی خوب بودن ولی مراسم سینه زنی باید خیلی بهتر از اینها بشه...ان شاالله شبهای بعد

یا علی مدد

+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 شهریور1388ساعت 4:1  توسط محمد جهاندار ملک آبادی  | 

دعوت

یا حق

سلام به اعضای آینده وبلاگ

چندروز پیش رفتیم حوزه بسیج که اگه خدا بخواد همینطوری که مسجد ساخته میشه پایگاه بسیج مسجد هم فعالیتش رو شروع کنه ، ولی برای اینکه بهمون پایگاه بدن باید اعضاءمون به حد نساب برسه به همین خاطر از همه دعوت میکنیم که بیان مسجد و ثبت نام اولیه رو انجام بدن تا هر چه زودتر پایگاه رو راه بندازیم...اطلاعیش هم تو مسجد زدیم...متاسفانه تاحالا فقط ۳۳ نفر ثبت نام کردن...کجان جوونای چهارصد دستگاه پس؟

در ضمن به هر کی هم که میشناسین خبر بدین تا اعضا به حد نساب برسن

ممنون

منتظر ازدیاد اعضا و نظرات دل گرم کنندتون هستیم

یا علی مدد

+ نوشته شده در  یکشنبه 15 شهریور1388ساعت 15:42  توسط محمد جهاندار ملک آبادی  | 

ثواب ساختن مسجد

پيامبر اکرم صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:


«من بنى مسجدا فى الدنيا اعطاه الله بکل شبر منه-او قال بکل ذراع منه-مسيرة اربعين الف عام مدينة‏من ذهب و فضة و در و ياقوت و زمرد و زبرجد ولؤلؤ...»


«هر که در دنيا مسجدى بسازد،خداوند در برابر هروجب-يا فرمود:هر ذراع-به مقدارى که چهل هزارسال پيموده مى‏شود،شهرى از طلا و نقره و در و ياقوت و زمرد و زبرجد و لؤلؤ به او عطا مى‏کند...»

+ نوشته شده در  یکشنبه 15 شهریور1388ساعت 0:11  توسط محمد جهاندار ملک آبادی  | 

افتتاح

یا حق

با الطاف خداوند متعال مسجد محمد رسول الله محله ۴۰۰دستگاه زرین شهر بالطف خانواده ی مرحوم عباسزاده در حال ساخته شدن میباشد

این وبلاگ در راستای اطلاع رسانی اوضاع مسجد و مسایل مختلف فرهنگی ایجاد گردیده

کلیه سروران بنده در مسجد لطف کنند و عضو سایت باشند تا نا گفته های مسجد و نظرات و پیشنهادات و انتقادات در این مکان مطرح شود

من الله التوفیق

+ نوشته شده در  شنبه 14 شهریور1388ساعت 23:55  توسط محمد جهاندار ملک آبادی  |